عناصر و جنبه‌هاي اساسي بحث:

1-      روابط بين‌المللي و جنبه نظام‌ها

2-      ارتباطات و جنبه توسعه

3-      جنبه نهادي و تجاري

4-      جنبه سياسي و ساختاري

5-      جنبه فني و حقوقي

6-      انواع جريان‌هاي بين‌المللي اطلاعات

7-      كارگزاران وسايل ارتباط جمعي بين المللي

8-      عوامل موثر بر جريان‌ها

9-      جهت‌ها و الگوها

10-   نقش و آثار جريان‌ها

11-   تئوري‌ها

12-   محتواها

 

تاريخچه مختصري از شكل‌گيري ارتباطات بين‌المللي

1-      تلگراف 1840، اولين ابزاري كه در عرصه بين‌المللي – در ايران انقلاب مشروطه مورد استفاده قرار گرفت.

2-      راديو 1920 به بعد، به مراتب نقش آن در عرصه بين‌الملل پررنگ‌تر بود.

3-      تلويزيون 1940 به بعد

4-      مطبوعات بعد از جنگ جهاني دوم

5-      اينترنت از دهه آخر هزاره دوم

با حمايت انگلستان- تلگراف در جريان جنگ داخلي آمريكا به رقابت‌هاي امپرياليستي كشورهاي اروپايي دامن مي‌زند و تبليغات سياسي بين‌المللي (پروباگاندا) و جنگ رواني را ايجاد مي‌كند. در جريان جنگ جهاني بسيار نقشي ايفا كرد .همچنين به ايجاد دستگاه تبليغاتي آلماني نازي «گوبلز» مي‌انجامد. به شكل گيري جنگ جهاني دوم دامن مي‌زند. 1914 جنگ جهاني اول تا 1919.

يادداشت هاي كلاسي:

-رساله دكتراي هارولدلاسول تبليغات جنگي انگليسي و آلمان در جريان جنگ جهاني اول «1927» مي باشد.

-آمريكا پيروز جنگ جهاني دوم: پيروزي آمريكا در جنگ جهاني را به راديو و مطبوعات انگليسي منصوب مي‌كنند. ابتدا يك ناو آلماني موشكي را به يك كشتي آمريكايي شليك كرد و باعث غرق آن شد. انگليس از طريق خبرگزاري‌هاي خود اين خبر را بزرگ مي‌كند ،البته اين كار عمدي بود و باعث شد پاي آمريكا به جنگ كشيده شود.همچنين حمله هواپيماهاي ژاپن نيز باعث شد كه با آمريكا وارد جنگ شود.

 -ورود تلويزيون توام است با پيروزي آمريكا در جنگ

- دانشگاه آمريكا به لحاظ توليد علم با استفاده از افرادي مثل شرام، لاسول، راجرز از طريق نظريه پردازي از هر نظر برتري پيدا كرده است.

كنفرانس:

توسعه تا قبل از جنگ جهاني دوم به معناي

 

1-نوگرايي

2- غربي‌شدن

3- اروپايي شدن

4-صنعتي شدن

5-رشد اقتصادي

6-تغيير سياسي

آموزش

سوادآموزي

فرهنگي

تويعه پس از جنگ جهاني دوم به معناي

 

1-تغييرات بين‌المللي

2-تغييرات ملي

3-تغييرات نهادي

4-تغييرات فردي

5-تغييرات پيشرفت

 

به 4 دليل اصطلاح توسعه  در سال 1950 و 1960 مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت:

1- ايالت متحده آمريكا به دليل قدرت برتر، ديگر كشورهاي غربي را به سوي غربي شدن حركت داد.

2- طرح مارشال:بازسازي اروپاي غربي

 اصل چهار دكترين ترومن عبارت است از برنامه كمك اقتصادي به كشورهاي ايران- يونان- تركيه و كمك‌هاي خارجي آمريكا به پاكستان به منظور تاسيس آژانس آمريكايي براي توسعه روابط بين‌المللي.

3- تاسيس سازمان ملل و سازمان‌هاي وابسته به آن

4-علاقه شديد پژوهشگران به بررسي جوامع غربي

جايگاه ارتباطات در برنامه‌هاي توسعه قبل از انقلاب اسلامي

برنامه اول تا سوم براي اصلاح و تكميل وسايل ارتباطي و اصلاح سيستم مخابراتي كشور بود.

برنامه چهارم  تقويت وحدت ملي، بالابردن سطح معلومات عمومي و تخصصي بود.

برنامه پنجم تاسيس خبرگزاري پارس و شبكه تلويزيون رنگي مدنظر بود.

برنامه ششم حضور كارشناسان ارتباطات و شناختن نقش ارتباطات در برنامه‌ريزي توسعه كشور بود.

جايگاه ارتباطات در برنامه‌هاي توسعه پس از انقلاب اسلامي:

برنامه اول توسعه: فضاي پس از جنگ تحميلي عراق عليه ايران (بازسازي كشور)- گسترش كمي صدا و سيما.

برنامه دوم توسعه: ايجاد زمينه‌هاي لازم براي تبادل اطلاعات الكترونيك در تجارت خارجي، شناسايي ابزارهاي تهاجم فرهنگي، بهبود كمي و كيفي برنامه‌هاي فرهنگي راديو و تلويزيون ، استفاده از وسايل ارتباطي براي بازاريابي و تبليغات.

برنامه سوم توسعه: عمران شهري، بازرگاني خارجي، امور فضايي و بهداشت،ايفاي نقش وسايل ارتباط جمعي بويژه صدا و سيما در جهت ارتقاي فرهنگ عمومي.

سياست‌هاي ارتباطي در برنامه چهارم توسعه جامعه اطلاعاتي

- ورود جامعه ايران به جامعه اطلاعاتي

- استفاده هرچه بيشتر و بهتر از ابزارهاي اطلاعاتي

 – نقش دين اسلام

- پيروزي انقلاب اسلامي

-همزمان شدن برنامه چهارم توسعه با اجلاس جهاني شدن درباره جامعه اطلاعاتي (ژنو 2003) پاييز 1382

اصول اشاره شده در بيانيه اجلاس عالي سران جهان درباره جامعه اطلاعاتي

1-      دسترسي به اطلاعات

2-      ايجاد اعتماد ، امنيت و استفاده از فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي

3-      محيط استعدادپرور در رسانه‌ها

4-      ابعاد اخلاقي جامع اطلاعاتي

5-      همكاري‌هاي بين‌المللي و منطقه‌اي براي رسيدن به يك جامعه اطلاعاتي بر پايه دانش مشترك

ماهيت ارتباط بين‌الملل و توسعه:

ريشه توسعه آمريكاست؛ كه به عنوان يك كشور آزاد و باز مطرح است و ويژگيهاي آن عبارت است از:

-آزاد و باز

- دموكراسي

- آزادي بيان ، عقيده و مطبوعات

- سرمايه‌داري

- اخلاق پروتستاني

- سلطه‌جو و برتري‌طلب

- مخزن افراد مستعد

آمريكا از سال 1945 به بعد تمام قلمرو دنيا را گرفت.

دكترين روئن: او معتقد بود خبرگزاري‌هاي غربي تضعيف شدند و خبرگزاري آسوشيتدپرس را با لا بردند. (لاسول- شرام- لازارسفلد، راجرز و. شومير). حلقه ارتباطي اين فرايند لرنر شد.

و اينگونه شد كه تمام دانشگاه‌ها و حاكميت مطلق آمريكايي‌ها بر دانشگاه‌هاي دنيا و عرصه‌هاي نظري در طي سال هاي 1945- 1978 در دست آمريكا قرار گرفت.

وسايل ارتباط جمعي و توسعه از نظر شرام

يونسكو در سال 1947-1948 اعلاميه جهاني حقوق بشر را تصويب كرد و باعث شكل دهي توسعه گرديد.

نظريه توسعه:

«نقش رسانه‌ها و توسعه اجتماعي»

دانيل لرنر نظريه‌هايي با عنوان توسعه‌بخشي ارتباط مطرح مي كند.او معتقد است؛اگر 4 كار انجام دهيد جامعه به سمت توسعه مي‌رود:

-سوادآموزي

- شهرنشيني                                              2    

- مشاركت سياسي

- استفاده از وسايل ارتباط جمعي

شهرنشيني: باعث تغيير مشاغل مي شود و تحرك جغرافيايي به تحرك رواني مي‌انجامد.

ورود به شهر سازمان ذهني‌ افراد را به هم مي‌زند- ذهن طبقه‌بندي شده باز مي‌شود.

سوادآموزي: افراد همزمان با سوادآموزي فكر هم مي كنند . رفتارها تغيير مي كند، رفتار شناسي نياز مي شود و كتاب خواندن بوجود مي آيد.

1-رفتار عقلاني معطوف به هدف

2- رفتار عقلاني معطوف به ارزش

3- رفتار عقلاني معطوف به عاطفي- هيجاني

4-رفتار عقلاني معطوف به سنتي

از رفتار سنتي به سمت رفتار معطوف به هدف برود.

جامعه: مجموعه‌اي از افراد كه در يك جا زندگي مي‌كنند و براي رفع نيازها با هم تعامل دارند.

سلسله نيازها:

فيزيولوژيك: اقتصاد

امنيتي- رواني: دولت، سيستم قضايي، آموزشي و پرورشي

اجتماعي: آموزش و پرورش

خودشكوفايي: هنر و فرهنگ

كنفرانس:

سازمان‌هاي بين‌المللي، يونسكو و نقش آنها در روابط بين‌الملل

-شعار يونسكو: آزادي مطبوعات- تكثر آراء و فرهنگ- استقلال وسايل ارتباط جمعي

1-نظام استبدادي             2- دموكراتيك و

يونسكو:

بعد از تشكيل سازمان ملل و يونسكو و اين هدف كه براي جلوگيري از تكرار جنگ‌هاي ويرانگر نظير جنگ جهاني اول و دوم لازم است ؛ سازمان‌هاي بين‌المللي با هدف توسعه صلح و دوستي ميان دولت‌ها و ملت‌ها ايجاد شوند. يونسكو در سال 1942 عملاً تاسيس مي‌شود. اين سازمان علمي، آموزشي و فرهنگي مامور برقراري گفتمان صلح‌جويانه ميان دولت‌ها و ملت ها مي‌شود. از آنجا كه در حقيقت سازمان ملل را آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها بنا مي‌گذارند ايده توسعه دموكراسي و ليبرال دموكراسي به عنوان مبناي فلسفي اين سازمان مطرح مي‌شود. همچنين از آنجاكه ايالت متحده آمريكا به عنوان پيشتاز و قدرت اول متفقين به اتكاي قدرت اقتصادي، اجتماعي فرهنگي ... از مزاياي پيروزي در جنگ برخوردار بود؛بنابراين در فضايي مثبت نسبت به خود به توسعه ايده گسترش روابط و ارتباطات بين‌المللي پرداخت به اين ترتيب در حالي كه بيشترين بودجه تاسيس يونسكو توسط آمريكا پرداخت شد؛ آمريكا توانست كشورهاي عضو را به پذيرش اين قائله وادار كند كه لازم است در سطح بين‌المللي اقداماتي به منظور جلوگيري از جنگ و توسعه صلح صوت گيرد. در سال 1948 اعلاميه جهاني حقوق بشر در مجمع عمومي سازمان ملل متحد به اتفاق آرا تصويب شد. و تمامي كشورهاي جهان با وجود اختلافات ديني شديد مفاد آن را مي‌پذيرند. اين اعلاميه در 30 ماده كه تماماً به نشر ايده آزادي جريان اطلاعات اختصاص يافته است؛ به الگو و اساس مبادلات سياسي، اقتصادي، فرهنگي، علمي ... كشورها تبديل مي‌شود. به عنوان مثال در ماده 19 اين اعلاميه چنين مي‌آيد كه: هيچ‌كس را نمي‌توان به هيچ دليل از حق برخورداري از آزادي اطلاعات و جستجوي آن و حتي نشر آن محروم كرد. در اين ماده اصل حق ارتباط و حق اطلاعات به عنوان يك اصل در نظام متكي به جريان آزاد اطلاعات در سطح ملي و بين‌المللي پذيرفته مي‌شود.

در اين زمان مختار امبو دبير كل يونسكو شد.او مي‌خواست نظم نوين اطلاعاتي ارتباطي را به وجود آورد. NWICO

كتاب نظم نوين اطلاعاتي ارتباطي نوين با كمك كشورهاي غيرمتعهد.( فدريكو مايول (جريان دوم)

كنفرانس:

3 الگو در روابط بين‌الملل وجود دارد كه ارتباطات بين‌الملل را هم تحت تاثير قرار مي‌دهد.

-الگوي رئاليستي يا نئورئاليستي بيشتر محتواي ارتباطات را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

- قدرت و توانمندي مالي و تكنولوژيك تعيين‌كننده جايگاه ما در نظام بين‌الملل است.

-روابط بين‌الملل تعيين‌كننده بر نظام‌هاي حاكم بر روابط بين‌الملل است.

الگوي اول و دوم غير عملي است.

الگوي حاكم بر ارتباطات بين‌المللي ما و آن ضوابطي كه ما تعيين مي‌كنيم باعث مي شود كه راديوها چه بگويند. آن الگوي رئاليستي است. الگوي قابل قبول بر ارتباطات حاكم ،الگوي رئاليستي است.

در روابط بين‌الملل انديشمندان 3 الگوي كاملي را ارايه مي‌دهند كه اين 3 الگو ارتباطات بين‌الملل را هم تحت تاثير قرار مي‌دهد و روابط بين‌الملل تعيين‌كننده نظام‌هاي بين‌الملل است.

اين 3 رهيافت عبارتند از: 1- ايده‌آليسم  2- رئاليسم  3- سوسياليسم

از اين سه رهيافت، رهيافت اول و دوم غيرموفق بود و شكست خورده‌اند. در دنياي امروز، هر كه قدرتمندتر، پرتوان‌تر و از تكنولوژي پيشرفته‌تري برخوردار است موفق است.

جريان آزاد اطلاعات از نظر آمريكايي‌ها بهترين الگو براي دادوستد وسايل ارتباط جمعي است.

نكته مهم:

*-بين روابط بين‌الملل و ارتباطات بين‌الملل يك همبستگي و رابطه و مناسبات منطقي حاكم است. نظامات موجود حاكم بر ارتباطات بين‌الملل و جريان بين‌الملل ارتباطات تحت تاثير الگوهاي روابط بين‌الملل است.

واقعيت تاريخي ما اين را نشان مي‌دهد كشورها بر مبناي قدرت فكري، تكنولوژي و نظامي مي‌توانند در عرصه بين‌الملل اظهار وجود كنند. قدرت فكري، تكنولوژي و نظامي كشورها علتي كه مي‌تواند جايگاه كشورها را در عرصه بين‌الملل مشخص كند. امروزه با توجه به پيشرفت علمي و تكنولوژي، هر كسي بيشترين قابليت را در عرصه علم تكنولوژي داشته باشد مي‌تواند به صورت بالقوه از اين موفقيت برخوردار باشد.

 

كنفرانس:

در روابط بين‌الملل دو الگو وجود دارد:

الگوي اول: الگوي رفتار مبتني بر قدرت

الگوي دوم: الگوي رفتاري مبتني بر ارتباطات ،  تعاملات و روابط انساني

 

1-الگوي اول: سيستم‌هاي ارتباطي هر جامعه به دو مقوله كاملاً مجزا تقسيم مي‌شود:

1-سيستم ارتباطات داخلي، نظم مطلق ناشي از حاكميت و قدرت

2- سيستم ارتباطات بين‌المللي، در اين سيستم فرآيند ارتباطات عمودي از بالا به پايين است و محتوي از نظر كمبود قدرت هرج و مرج حكمفرمايي مي‌كنند ارتباطات قدرت است

در اين سيستم فرايند ارتباطات عمودي و از بالا به پايين است و ارتباطات قدرت است.

2-الگوي دوم: همه تعاملات انساني مولد نوعي ارتباطات – بسيار پيچيده است- الگويي كه در آن به ذهن مي رسد همانند تار عنكبوت همه پوشني هستند.

الگوي دوم را مي‌توان به 3 بخش تقسيم كرد:

1-دانايي به عنوان جوهره اصلي تمدن انساني تلقي مي شود.

2- ارتباطات و فناوري‌هاي مربوط به آن تغييراتي را در جامعه بين‌المللي ايجاد مي‌كند.

3- الگوي مكانيكي وحيرگرايي مردود شمرده مي‌شود زيرا تكامل فرآيندي است كه انسان طراح آن است.

تاثير وسايل ارتباط جمعي در سياست‌هاي جهاني و منطقه‌اي

1-جنبه جريان تلويزيوني

1-1- بررسي پيشرفت تحقيقات علمي و بررسي‌هاي موجود در اين زمينه است.

1-2-نگرش تاريخي در ارتباط با جريان جهاني تلويزيون در برخورد با توزيع خبرها درون يك كشور.

2- منحني پراكني بين‌المللي راديويي

3- سخن‌پراكني مستقيم ماهواره‌اي

ارتباطات تلويزيوني در حوزه آسيا اقيانوس آرام به دو دليل پيچيده شده

1-فقدان شبكه‌هاي ارتباطي زميني كه مي تواند كل و يا حتي بخشي از منطقه را پوشش دهد اين شبكه مي‌تواند برنامه‌هاي تلويزيوني را انتقال دهند

2- نرخ بالاي تعرفه‌ها براي استفاده از ماهواره‌ها

سيستم پخش ماهواره‌اي بر دو نوع است

1-دريافت از طريق گيرنده‌هاي جمعي و پخش دوباره آن

2- دريافت مستقيم تلويزيوني از طريق آنتن‌هاي كوچك بودن فرستنده زميني يا جمعي

سه ويژگي ارتباط جمعي از نظر رشيدپور

1-جنبه عمومي داشته باشد و مردم بتوانند آن را مورد مشاهده و بررسي و كنترل قرار دهند

2- جنبه گذران داشته و براي مصرف در زمان حاضر تهيه شده باشد

3- علاوه بر آن در ارتباط جمعي فرستننده پيام يا برقراركننده ارتباط نيز داراي ويژگي‌هاي خاص است

رهيافت‌هاي اصلي در رشته روابط بين‌الملل

1-ايده‌آليسم    2- رئاليسم  3- سوسياليسم

وجوه مشترك اين رهيافت‌هاي سه‌گانه

1-ماهيت روابط بين‌الملل اقتصاد و سياست مي‌باشد

2- واحد اصلي در روابط بين‌الملل را حكومت مي‌داند

3- در روابط بين‌الملل هم اصل سياست و اقتصاد است و فرهنگ و ارتباطات مرحله بعدي است.

4- روابط بين الملل بيشتر علوم تجربي و كميت‌گرايي و عينيت‌گرايي است.

5- قدرت سياسي كشورها در روابط بين‌الملل براساس كميت سنجش‌پذير است.

روابط بين‌الملل قدرت دو سطح دارد   :

1-منابع محسوس: محصولات آموزشي، محصولات فرهنگي به علاوه تكنولوژي- ارتش اقتصادي- سياست

2- منابع نامحسوس: اعتقادات – مذهب- ارزش‌ها- ايدئولوژي و دانش

نظريه ارتباطي كه زيربناي پژوهش در روابط بين‌الملل است
سه گونه مي باشد:

1-نظريه‌هاي رياضي

2- نظريه‌هاي اجتماعي و رواني

3- نظريه‌هاي زبان‌شناختي