نقش‌هاي سنتي روابط عمومي كه اهم آنها شامل اطلاع‌رساني، آموزش عمومي ، تبليغات، انگاره‌سازي و مشاوره هستند همچنان در رسانه‌هاي اجتماعي درخور توجه‌اند. در حوزه اطلاع‌رساني حفظ اعتماد عمومي به عنوان سرمايه‌اي اجتماعي همواره به عنوان يك اص بنيادي بايد مورد توجه قرار گيرد. به طور كلي، اعضاي حرفه‌ا ي روابط عمومي بايد در زماني كه اطلاعات نادرستي را منتشر مي‌كنند با پذيرش اشتباه و خطاي خود اعتماد عمومي نسبت به رسانةاي اجتماعي را افزايش دهند. چنين كاري قبلاً در رسانه‌هاي ارتباط جمعي صورت مي‌گرفت. در رسانه‌هاي اجتماعي يا روابط عمومي 2 يك نفر كارشناس روابط عمومي مي‌تواند در يك وبلاگ شخصي يا متعلق به همان واحد روابط عمومي در كنار وظيفه شغلي خود با نوشتن مطلب يا تفسيري فرآيند اطلاع‌رساني آن سازمان را مورد ستايش قرار داده و يا نقد و بررسي كند. اولين پرسش اخلاقي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه در شبكه‌هاي اجتماعي جديد اگر سازماني خطاكار در دو چهره متفاوت يا چهره‌اي بدل ظاهر شود آيا حقيقت قرباني نشده است و آيا اين عمل به مصداق نوعي پنهان‌كاري، تحريف اطلاعات و سوء استفاده از مسئوليت حرفه‌اي محسوب نمي‌شود.

ساخت انگاره مناسب و حفاظت از هويت سازماني وظيفه ديگري از روابط عمومي است. به همان شكل گذشته، كاربران بايد آگاه باشند كه شهرت سازماني جنبه كلي و جامعيت دارد. نمي‌توان در يك رسانه سنتي در صدد حفظ انگاره و تصوير شركت برآمد و از طريق رسانه‌هاي اجتماعي از كنار آن بي‌تفاوت گذشت.رسانه‌هاي قديم و جديد با يكديگر در تعامل‌اند و كارشناسان حرفه روابط عمومي بايد اين گونه تعاملات را در ذهن داشته باشند. از اينرو شهرت يك زنجيره است و رسانه‌هاي اجتماعي مي‌توانند گاه به تله‌هايي در زمينه اعتبار سازمان‌ها تبديل شوند. براي مثال گاه استفاده از يوتيوب از طريق ارسال جانبدارانه يك پيام و در جهت تخريب رقيب يا حمايت از يك محصول، يك شركت و ايدئولوژي صورت مي‌گيرد. به اعتقاد بسياري از كارشناسان روابط عمومي چنين عملكردي بر خلاف نقش شفاف‌سازي، صداقت و دقت حرفه‌اي است و گاه مصداق انحراف افكار عمومي را دارد. بسياري از شهروندان با حجم انبوهي از نامه‌هاي الكترونيكي ناخواسته روبرو هستند كه از طريق وبلاگ‌هاي شخصي و در واقع با حمايت غير مستقيم شركت‌ها دريافت مي‌كنند. با اين حجم اطلاعات چه بايد كرد؟