روابط عمومي 2_ رسانههاي اجتماعي و اخلاق حرفهاي
اطلاع رساني و ارتباطات نوين حاصل رشد و توسعه فناوريهاي ارتباطات و اطلاعات و ميانكنش افراد، جامعه، سازمانها و نهادهاي اجتماعي است.آنچه طي سالهاي اخير انقلاب ارتباطات نام گرفته، از اختراع تلگراف آغاز و در دورهاي كمتر از دو قرن و با رشدي تصاعدي نظام ارتباطي و اطلاع رساني را در جوامع معاصر دستخوش دگروگوني كرده است. با اين وجود روابط انساني و ارتباطات سنتي هنوز بخش مهمي از شبكه ارتباطي نوين محسوب ميشود و محتواي ارتباطات نوين را تعيين ميكند. از اين رو ارتباطات رسانهاي شده امروز همچنان ملزم به رعايت قوانين ارتباطي موجود و نيازمند به تنظيم مقررات اخلاقي جديد در شبكههاي اجتماعي ارتباطات ميباشد. روابط عمومي از جمله حرفههايي است كه از اين گونه تحولات متاثر شده و با به كار گرفتن رسانههاي اجتماعي، دوره جديدي زير عنوان " روابط عمومي2" را آغاز كرده است.
رسانههاي اجتماعي زمينهاي جديد و اغلب ستيزهجو در حوزه عمل روابط عمومي است و وضعيتي روبه رشد دارد. استفاده مناست از رسانههاي اجتماعي در سطح حرفه روابط عمومي با چالشهايي روبرو است كه هم فرصت تلقي ميشود و هم تهديد. در اين مقاله ابتدا به جايگاه و ابعاد رسانههاي اجتماعي در حرفه مزبور اشاره ميشود. سپس ضرورت توجه به مقررات حرفهاي جديد، مسايل حقوقي بالقوه و حقوق متقابل كاركنان و كارفرمايان در ارتباط با رسانههاي اجتماعي و لزوم رعايت ضوابط اخلاقي از جمله يكپارچگي، شايستگي و رازداري در ميان شاغلان حرفه و مسايل آينده آن بحث ميشود. به علاوه برخي از چالشهاي فراروي شاغلان حرفه روابط عمومي كه از ابزار رسانههاي اجتماعي مانند وبلاگ، پادكست، تويتر، ... و ويكيها را استفاده ميكنند، مورد بررسي قرار ميگيرد. در انتها برخي از سوالات جديد و مسايل ناشي از كاربرد رسانهها براي مطالعات بيشتر مطرح ميشود.
مقدمه:
رسانههاي اجتماعي عنواني است كه به تارنماها و ابزار آنلاين گفته ميشود كه به كاربران اجازه ميدهد با يكديگر در تعامل قرار گيرند تا از اين طريق اطلاعات، نظرات و دانش خود را تسهيم كنند. رسانههاي اجتماعي بر هويت اجتماعي يا شبكهاي بودن و با هدف بالا بردن ميزان مشاركت و درگير شدن كاربران از ساير رسانها متمايز ميشود. بلاگها شايد شناختهترين نمونه از رسانههاي اجتماعي هستند، ولي اين عنوان موارد بسياري را شامل ميشود كه بعضاً عبارت است از: پادكستها، ويكيها ، تابلوهاي پيغام، تويتر، فيس بوك، شبكههاي اجتماعي وب(مانند بِبو) و تارناهاي محتوايي مانن فليكر و يوتيوب. همچنين رسانههاي اجتماعي را ميتوان به انواعي از روشهايي اشاره كرد كه در اغلب آنها بخش بحث و گفتگو وجود دارد.روابط عمومي2 حاصل توسعه وب 2 و متكي بر رسانههاي اجتماعي است.
محبوبيت روزافزون رسانههاي اجتماعي، توجه شركتهاي بزرگ و كوچك و سازمانهاي دولتي و اجتماعي را به آنها جلب كرده است. اين كشش به سوي نوآوري از يك سو فرصتهاي جديد براي اهداف ارتباطي شركتها و سازمانها فراهم كرده و از طرفي موجب بروز برخي از مشكلات ارتباطي جديد شده است كه ميتوان حاصل بكارگيري رسانههاي اجتماعي در واحدهاي روابط عمومي قلمداد كرد. گاهي سازمانهايي با استفاده از فنون رسانههاي جديد به مقابله با رسانههاي سنتي برخاستهاند و در همين حال برخي ديگر قواعد پيشين ناديده انگاشتهاند كه هر دو خالي از خطا نيستند. آنچه ما هم اكنون با آنها روبرو هستيم فقدان مقررات مناسب براي كار مناسب با رسانههاي اجتماعي را در فرآيند ارتباطات سازماني خود استفاده ميكنند. هر روز بر شمار آنها افزوده ميشوند. گاه سرعت در افزايش چنين روندي با بسط مقررات و قوانين جديد هماهنگ نيست، در خلاء مقررات مناسب البته ميتوان از مقررات حاكم بر رسانههاي سنتي كه در اين زمينه قابل اجر است بهره جست.
اين وبلاگ به منظور تهيه و تدوين مطالب مرتبط با روابط عمومي راه اندازي شده است و اميدوارم مورد استفاده علاقمندان قرار بگيرد.