فرهنگ و روابط بينالملل
فرهنگ و روابط بين الملل _جلسه دهم (88/9/10)
نقش رسانهها در جريان جهاني شدن فرهنگ (فرهنگ زير مجموعه جهاني شدن است)
رابطه ميان رسانه و فرهنگ
الف)نظريه جامعه تودهوار يا جامعه سه گانه (تئوري سه گانه)
براساس اين نظريه كه طيف متنوعي از نظرات را در برميگيرد، مثلثي از رسانههاي جمعي يا تودهوار،جامعه تودهوار و فرهنگ تودهوار رابطه ميان افراد،نهادها و نظامهاي ارزشي جامعه را تفسير ميكند.
رسانه
فرهنگ جامعه
در جامعه تودهوار كه با عصر شهرنشيني و صنعتي شدن پديد آمد، روابط ناپايدار و جزء به جزء شدهاي شكل ميگيرد و چون رسانهها موظف به پوشش طيف وسيعي از مخاطبان هستند؛بنابراين متوجه فصل مشترك ذائقهها ميشوند.
فرهنگ تودهوار با فرسودگي منابع و هنجارها و ارزشهاي جامعه كوچك و فرهنگ عامه سر برآورده و با توليد انبوه در بازار قابل ارزيابي است.
ب)نظريه جبرگرايي تكنولوژيك:
اين نظريه با بحثهاي مارشال مك لوهان درباره رسانه وارد مباحث مطالعات ارتباطي و فرهنگي شده است. يكي از بنيانهاي نظريه مك لوهان، نظريه معروف، رسانه همان پيام است؛ميباشد.در نظريه جبرگرايي تكنولوژيك(فناورانه) تاثيرگذاري شگرف و عميق فنآوريها بر سازمانها و نهادهاي اجتماعي و خلق تفاوت هاي فرهنگي مد نظر است.
در نگاه مك لوهان اين رسانهها هستند كه به پيام معني و شكل ميدهند(برخلاف ديدگاه ديويدبرلو) .مك لوهان داراي ديدگاه مثبتي به پديده تكنولوژيهاي ارتباطي است.اما نيل پستمن با نگاهي انتقادي و بدبينانه به تاثيرگذاري فنآوري ارتباطي بر فرهنگ، اصطلاح تكنوپولي را مطرح ميكند كه به معناي تسليم شدن فرهنگ در برابر تكنولوژي و وابستگي شديد انسان به ماشين ،ابزار و تكنولوژي يا فناوري است.پسمن به اين نتيجه ميرسد كه تكنولوژيهاي ارتباطي جاي هر باور،قدرت،ارزش و اخلاق را ميگيرد و جامعه را به مسلخ (قربانگاه) معنويت و اخلاق ميبرد.
ج)نظريههاي مبتني بر اقتصاد سياسي:
براساس نظر دانشمندان ( يا ديدگاه مكتب اقتصاد سياسي) رسانهها و تكنولوژيهاي ارتباطي انتقال دهنده و مجاري محتواهاي فرهنگي به شمار ميروند.لاجرم توليدكننده فرهنگ تودهاي ميباشند. ((اين نظريه به نوعي نظريه جامعه تودهوار يا جامعه سه گانه را نقض و نظريه جبرگرايي تكنولوژيك را كمرنگ ميكند)). چرا كه اين محتواهاي فرهنگي، خارج و مستقل از رسانهها شكل ميگيرند.
رسانههاي نوين بدون ترديد در اشاعه فرهنگ و نوسازي جامعه موثر هستند.اما به گفته پروفسور تهرانيان "رسانهها به تنهايي نه سرچشمه دردند و نه سرآغاز درمان" بلكه از يك سو ميتوانند انبوه مخاطبان را زير رگبار اطلاعات و اخبار از هم گسيخته و ارزشهاي مسلط جامعه صنعتي ماديانديش قرار داده و آنها را از گذشته خود دور و از آينده غافل سازند (نقش مخرب رسان)، يا اين كه از سوي ديگر ميتوانند ميان انسان،تاريخ،فرهنگ،جامعه و جهان ارتباط سازنده برقرار نمايند.
اين كه كدام چهره رسانهها تاثيرگذار باشد به عوامل برون سازماني(برون رسانهاي)،ساختار فرهنگي،اجتماعي و هويتي جامعه ، برنامهريزيها و سياستگذاريهاي فرهنگي و توسعه بيش از ساز و كارهاي درون رسانهاي وابسته است.
اين وبلاگ به منظور تهيه و تدوين مطالب مرتبط با روابط عمومي راه اندازي شده است و اميدوارم مورد استفاده علاقمندان قرار بگيرد.