در این راستا تأثیر این عوامل را بر رفتار سیاست خارجی ایران بعد از دوم خرداد 76 به خصوص بر اساس اصل تنش زدایی و گفتگوی تمدنها مورد تأکید است. سپس به تغییر رفتار سیاست خارجی ایران در روابط با کشورهای دیگر پرداخته خواهد شد.

روح ا... رمضانی از تغییر پیش انگاره های سیاست خارجی ایران بحث می کند. به عقیده او تغییر این پیش انگاره ها نتیجه انطباق تصویرهای ذهنی دولتمردان با واقعيتهای بین المللی است. در این انطباق علاوه بر کم رنگ شدن شناخت احساسی دولتمردان از واقعیتها، نقش عمده را نظام بین الملل در ابعاد ساختاری ارزشی و هنجارها ایفا نمود. به بیان دیگر نظام بین الملل و ساختار نفوذی آن با ابزارهای برتر واقعیتها را به بازیگران بین المللی و واحدهای سیاسی تحمیل نمود و آنها را به اتخاذ سیاستهای داخلی و خارجی هماهنگ با خواسته های نظام بین الملل سوق داد.

تغییر شرایط جهانی در ابتدای قرن 21 همه کشورها را به بازنگری در بینش جهانی واداشته است. جهانی شدن اقتصاد، سیاست و فرهنگ و ارتباطات سبب گرایش بیشتر حکومتهای اقتدارگرا به دمکراسی، کاهش تعارضات ایدئولوژیک، نزدیکی و هماهنگی بیشتر بین بازیگران بین الملل و گسترش همکاریهای بینالمللی شده و شرایط داخلی و خارجی کل واحدهای سیاسی بین المللی را تحت تأثیر قرار داده است. بدیهی است که وقتی در نظام بین المللی تحولی رخ می دهد، رفتار بازیگران نیز به تبع آن تغییر می کند. هر بازیگری به بررسی ارزشها، منافع ملی و ابزار دسترس خود پرداخته ودر صورت مثبت بودن فرآبند حاصله سعی در تطبیق خود با وضعیت جدید می نماید. لذا در اولین اقدام به تدوین راهبرد برای تنظیم روابط با دیگر کشورها و سایر بازیگران نظام بین الملل می پردازد. بر این اساس  ج.ا.ایران  نیز تحت تأثیر شرایط  نوین جهانی استراتژی خود را طرح ریزی  نمود  که  اتخاذ  سیاست  تنش زدایی  در این  راستا  مورد  ارزیابی  قرار  می گیرد.

نگاهی به سیاست خارجی ایران برای تعامل با سایر کشورهای جهان و پیشرفت در عرصه سیاست خارجی نشان می داد که ما دریافته ایم جهان وارد عرصه جدیدی شده است که وابستگی متقابل و کثرت گرایی شاکله آن را تشکیل می دهد و بر اساس همین سیاست تنش زدایی در جهت همکاری با سایر بازیگران عرصه بین الملل اتخاذ گردید.

سیاست خارجی ایران در بستر جهانی شدن

توجه به فرآیند جهانی شدن در سیاست خارجی ج.ا.ایران و باز تعریف منافع ملی  بر اساس وضعیت جدید نظام بین الملل از سال 68 و در دولت آقای رفسنجانی اتفاق افتاد. به عبارت درست تر گروه مهمی که در این زمینه آغاز کننده مباحث موجود به شمار می روند گروه کارگزاران سازندگی می باشند.در این دوره بین جامعه روحانیت مبارز و دولت هاشمی اختلافاتی پیدا شد. این اختلافات به دلیل دو تعبیر از منافع ملی بود. چند محور اختلاف بر اثر تعبیر مصلحت یا منفعت ملی بین دو گروه وجود داشت، که یکی طبعا ً ضرورت تجدید نظر در سیاست خارجی ایران بوده چرا که بعد از وقوع جنگ دوم خلیج فارس و تغییراتی که در معادلات سیاسی در سطح منطقه و نظام بین الملل بوجود آمده بود. از سوی دیگر با جهانی شدن فزاینده فرآیندها، دیگر دولتهای ملی قادر نبودند به شیوه گذشته عمل کنند.

شرط لازم برای توسعه یافتگی و توسعه اقتصادی، تجدید نظر در سیاست خارجی کشور بود. بنابراین بحث تنش زدایی در روابط خارجی ایران پیش کشیده شد؛ در توجیه بحث تنش زدایی استدلال می شد که باید چهره قابل قبول و موجهی از ایران نزد افکار عمومی جهان ترسیم شود. مسأله دیگر این بود که چگونه می توانیم از مقتضیات جدید نظام بین الملل بعد از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی و گسترش فرآیندهای جهانی بهره برداری کرد. با توجه به اینکه ایران طی سالهای قبل با مشکلات اقتصادی مختلفی مواجه بود، بحث تشویق سرمایه گذاری خارجی جهت ترویج و پیشبرد تحولات تکنولوژیک در کشورو تبیین عقب ماندگی تکنولوژیک و اقتصادی ایران مطرح شد، که در راستای سیاستهایی بود که سازمانهای جهانی، بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و بطور کلی در جهت منطق اقتصاد جهانی سرمایه داری بود.

اختلاف نظر بین طرفین بر سر تعهد گرایی و تخصص گرایی نشان از دو تعبیر سنت گرایان و راست مدرن در سیاست خارجی و کسب منفعت ملی داشت. استدلال سنت گرایان ( انقلابیون رادیکال ) این بود که تخصص گرایی موجب غرب گرایی و گرایشهای ضد ارزشی و تهاجم فرهنگی می شود. در مقابل کارگزاران استدلال می کزدند که به منظور تأمین توسعه و پیشرفت اقتصادی باید از انحصارگرایی و طرد نیروهای مختلف وفادار به اصول انقلاب پرهیز کرد و در سیاست خارجی جهت توسعه تکنولوژیک، جذب سرمایه گذاری خارجی، گسترش ارتباط با نظام اقتصادی جهانی و گسترش صادرات و واردات می بایست تجدید نظرهای اساسی ایجاد کرد.

بطور کلی می توان گفت در گرایش اولیه ایران به جهانی شدن که از زمان دولت هاشمی اتفاق افتاد ایران یک توجه نظری و تا حدی عملی به فرآیند جهانی شدن نشان داد و این با توجه به فروض پیش گفته در جهت پیشبرد سیاست خارجی و تطبیق ایران با شرایط جهانی بود. در این راستا از لحاظ اقتصادی اقداماتی در مورد حذف یا تقلیل مقررات گمرکی، تسهیلاتی برای صادرات و واردات در کشور ایجاد شد و مناطق آزاد تجاری تشکیل گردید؛ اقداماتی هم در جهت اصلاح نظام ارزی کشور صورت گرفت که از جهت اقتصادی قابل توجه بود. اقداماتی نیز در جهت آزادیهای سیاسی، آزادی مطبوعات، میزانی از تساهل سیاسی و اهمیت به نهادهای دمکراتیک صورت گرفت. همه این اقدامات با توجه به شرایط و مقتضیات جهانی صورت گرفت.

اما گام های مهمی که در جهت پیشبرد منافع ملی در سیاست خارجی ایران طبق موازین جهانی شدن برداشته شد، بعد از دوم خرداد 76 اتفاق افتاد. شرایط نوین جهانی، نیازبه تغییرات جدید با بینش و تفکر جدید، هم در سطح داخلی و هم در سطح خارجی را برای بهره مندی از امکانات و موقعیت ها و چگونگی با مسایل دگرگون شونده جهانی  اجتناب ناپذیر نمود. بروز پدیده دوم خرداد نوعی پاسخگویی به ضرورت انجام چنین تحولاتی به منظور سازگاری با وضعیت جدید بود. در شرایط جدید تغییراتی در نظام حکومتی و نیز در روابط خارجی و توجه به سیاست همکاری و مشارکت با اعضای جامعه بین المللی ضرورت پیدا کرد تا بتوان منافع ملی را تأمین کرد. به عبارت دیگر پذیرش پلورالیسم جهانی و تساوی فرهنگها و دوری جستن از هر گونه حرکتهای اختلاف برانگیز و رادیکال در سطح خارجی مد نظر دولت ج.ا.ایران قرار گرفت. از نظر خاتمی در سیاست خارجی حرکت باید بر اساس شناخت شرایط منطقه ای و بین المللی انجام می پذیرفت. در همین زمینه وی در دیدار با اعضای یک گروه سیاسی و هیأت مؤتلفه اسلامی و تشکلهای همسو اظهار داشت که " تصمیم گیری در یک جمع بسته بدون توجه به واقعیتهای موجود و آنچه در جهان می گذرد باعث غرق شدن کسانی می شود که به ئاقعیتهای موجود جهان توجه نکرده اند.بنا براین روند اخیر تحولی در محتوای سیاست خارجی ایران ایجاد کرد؛ یعنی ایران از توجه صرف به رفع نیاز و کاهش  اضطراری که در زمان هاشمی دیدگاه دولت را تشکبل می داد، به سمت  شناخت  شرایط  منطقه ای و بین المللی تغییر جهت داد؛ به عبارت روشن تر سیاست خارجی ایران در دهه سوم انقلاب در دوران خاتمی هم از لحاظ بیان ( لحن ) و هم محتوا با تحول اساسی روبرو شد.