سياست
شناخت ساختار احزاب سیاسی و گروههای ذی نفوذ(فشار)
تعريف و ماهيت احزاب سياسي
يك حزب در مفهوم عام ، گردهمايي مردمي است كه درباره برخي مسائل نظرات مشترك دارند و ميخواهند براي دست يافتن به هدفهاي مشترك با هم كار كنند .
شناخت ساختار احزاب سیاسی و گروههای ذی نفوذ(فشار)
تعريف و ماهيت احزاب سياسي
يك حزب در مفهوم عام ، گردهمايي مردمي است كه درباره برخي مسائل نظرات مشترك دارند و ميخواهند براي دست يافتن به هدفهاي مشترك با هم كار كنند .
تحليل محتوا
روش تحلیل محتوا انگیزه اصلی کاوش در این تکنیک ، نحوه تبلیغات آلمان در هنگام جنگ دوم جهانی بود که با تکنیکهای گوناگون ابداع شده توسط شخصی به نام گوبل Gobel بطور بسیار موثر مردم کشورهای رقیب و همچنین جامعه آمریکا را تحت تاثیر قرار داده بود.
مشاركت سياسي
مشاركت سياسي، تركيب وصفي است كه دخالت مردم در امور سياسي يعني حكومت داري را معنا ميكند.
مشاركت سياسي در پی فرايند اجتماعي شدن انسانها و دخالت در امور مديريت سياسي كشورها وارد ادبيات سياسي نظريه پردازان دنياي سياست شد.
از قرن شانزدهم میلادی و به دنبال فرو پاشي نظام سياسي كليسا و ورود نظريه قرارداد اجتماعي به مباحث سياسي و تأكيد متفكران عصر روشنگري بر دخالت مردم در تعيين سرنوشت خود، بحث مشاركت سياسي و جامعه مدني وارد ادبيات سياسي مغرب زمين شد
نظرات ماركس
تقسیم کار:مارکس تقسیم کار را مانند دورکیم نمی بیند . او می گوید بعد از تقسیم کار یک گروه دارای ابزار تولید و گروهی فاقد آن هستند. یعنی گروهی خادم و گروهی مخدوم است. او درون تقسیم کار تقابل و تضاد می بیند.
مارکس از کمون اولیه نام می برد . زمانی که همه انسانها برابر بوده اند و نابرابری و تقسیم کار نبود. اما از بعد از کمون اولیه یعنی زمانی که خانواده پدید می آید، اولین تقسیم کار شکل می گیرد.
تقسیم کار طبقه حاکم و طبقه محکوم را شکل می دهد و این در کل تاریخ بوده است .
بعد از اینکه تقسیم کار شکل بگیرد و شیوه تولیدی ایجاد شود، جامعه ساختار می یابد.جهانی شدن وسیاست خارجی ایران
در مطالعه سیاست خارجی ايران و تأثیر پدیده جهانی شدن بر آن می بایست تمامی حوزه ها و محدوده های زندگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در سطح ملی و نیز تمامی عوامل مؤثر اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در سطح سیاست بین الملل را مورد ملاحظه قرار داد. در این یادداشت ما در خصوص تأثیر جهانی شدن بر سیاست خارجی ایران و تأثیرات نیروهای اقتصاد و ارتباطات بحث می کنیم.
ویژگیهای سیاست خارجی در عصر جهانی شدن
در نگرش به سیاست خارجی دو گونه طرز تفکر وجود داشت : عده ای سیاست خارجی را یک پدیده درون گرا می دانستند و بر ویژگیهای ملی واحدها در تعیین سیاست خارجی تأکید می کردند. گرایش دیگر سیاست خارجی را ناشی از عوامل سیستمیک می دانست. در این وضعیت خصوصیات واحدها مورد بی توجهی قرار می گیرد و تمرکز روی ماهیت نظام بین المللی قرار می گیرد. در حالی که در نگرش پشین ماهیت نظام بین الملل را در نظر نمی گرفتند. هر دو الگوی فوق روی محور تفکیک سیاست به دو حوزه داخلی و خارجی تأکید داشتند. در عصر جهانی شدن محیط داخلی ( محلی ) جهانی می شود و محیط جهانی، محلی. عامل در عصر جهانی شدن در این امر نهفته است که ساختارهای همکاری در حوزه های داخلی و خارجی و ساختارهای تعارض در حوزه های داخلی و خارجی هر دو بر سیاست خارجی تأثیر می گذارند.
چيستي جهاني شدن
جهاني شدن يک پروسه گريز ناپذير و محتوم است که در نتيجه انقلاب ارتباطات و تکنولوژي مدرن شکل گرفته است و ابعاد آن بسيار گسترده است، اين پروسه فواصل را يا از ميان برداشته و يا بسيار نزديک کرده است و اين تحولات منطق خود را بر مسايل گوناگون و از جمله روابط بين الملل تحميل کرده است.جهاني شدن فرهنگ
مفهوم «جهاني شدن» به فرآيندي اطلاق ميشود كه طي آن جريان آزاد انديشه، انسان، كالا، خدمات، و سرمايه در دنيا ميسر گردد. تأثير اين مفهوم، دگرگوني متغيرهاي زمان و مكان را پديد آورده و گسترش ارتباطات در سطح بينالمللي قابليت وقوع يافته است. بر اين قرار، دادههاي كمي اطلاعات در صحنه جهاني ابعاد وسيعي يافته و موجب رشد شبكه ارتباطات در صحنه بينالمللي از نظر روابط فردي و اجتماعي شده است. در مقاله حاضر، ضمن توجه به جهانيشدن گستره اطلاعاتي در جهان معاصر، به ارزيابي موضوعات مذكور مبادرت شده، و در نهايت به نتيجهگيري درباره تأثيرات آن بر كتابداري و اطلاعرساني پرداخته ميشود.
جهاني شدن و اقتصاد ايران
برخي از صاحب نظران جهاني شدن را تداوم سلطه امپرياليسم شامل سلطه فرهنگي ، ايدئولوژي و اعتقادي ميدانند و معتقدند در نتيجه جهاني شدن فقرا فقيرتر و ثروتمندان ، ثروتمندتر شده اند . عده اي ديگر آن را دوستدار فقرا و پيام آور آزادي و برابري و بزرگترين اميد بشريت معرفي ميکنند . اما در واقع جهانيشدن پديدهاي است که در طول هزاران سال از طريق مراودات بين کشورها پيشرفت کرده و بسياري از پيشرفت هاي کشورهاي توسعه يافته مرهون اطلاعاتي است که از کشورهاي توسعه نيافته کنوني انتقال پيدا کرده و از آن تجارب در جهت پيشرفت خود استفاده نمودند . نمونه هاي بسيار زيادي وجود دارد که نشان ميدهد در طول تاريخ دانش ها و تجارب چگونه از محلي به محل ديگر منتقل شده است. در حقيقت تمدن جهاني امروز ميراث جهاني بشريت است.
جهاني شدن و سياست خارجي
جهاني شدن و تعاريف گوناگون آن، عرصه جديدي را براي اعمال سياست خارجي ايجاد کرده است به همين منظور جناب آقاي حسين رضاخواه از کارشناسان حوزه مطالعات آمريکا در نشستي در گروه مطالعات آمريکا به اين مساله پرداخته که در ذيل خلاصه اي از آن ارائه مي شود. از منظر سياست خارجي، فضايي که بايد در آن عمل کرد، يک فضاي سيال است. جهان نوين، جهاني بدون مرکز، بسيار پيچيده، و غير قابل پيشبيني است. اصول، ارزشها، هنجارها، قوانين و رويدادهاي جديدي در حال شکلگيري هستند. بازيگران جديدي پديدار مي شوند و با همان شتاب از صحنه محو مي گردند. نقش و کارکرد آنها هنوز به طور دقيق مشخص وشفاف نشده است.
جهاني شدن و سياست ما: «نقدي بر پارادايم و رويکرد جهانيسازي»
مقدمه:
از بيش از يک دهة قبل که مفهوم جهاني شدن و يا جهانيسازي وارد گفتمان سياسي بينالمللي عصر ما شد، همواره دو زاوية ديد کلي در اين خصوص به چشم ميخورده است: ”جهاني شدن“ به عنوان يک فرآيند (Process) که وجه توصيفي تحولات معاصر را شامل ميشود و ”جهاني سازي“ به عنوان يک طرح (Project) که متضمن وجه تجويزي تحولات ميباشد. اين دو زاوية ديد گرچه با يکديگر مرتبط هستند، اما در تبيين صورت مسئله و نحوة برخورد با آثار، تبعات و مديريت راهبردي آن، در دو سوي کاملاً متفاوت سير ميکنند. در همين راستا، سؤالي که اغلب جوامع در حال توسعه در خصوص نحوة تعامل با پديدة جهاني شدن، چه به صورت فرآيند و چه به صورت طرح، با آن مواجه ميباشند، طرد کامل ”جهاني شدن“ به عنوان نماد عيني نظم ”امپرياليسم ليبرال“ و يا قبول اجتنابناپذير آن به عنوان ”تنگناي طلايي“ گذار به عصر ما بعد صنعتي است.
جهاني شدن سياست
مطالعه سياست و انتخاب از ميان نظريات روابط بين الملل، در عصري که جهاني شدن تمامي ادراکات و برداشتهاي سنتي ما از پديده هاي سياسي را دگرگون نموده، کاري دشوار خواهد بود. نخست از اين جهت که بايد به بازنگري در دانسته هاي گذشته بپردازيم و سپس اينکه از ميان رويکردهاي مختلف دست به انتخاب بزنيم. اين مسئله دانشجويان و محققان سياست را با مشکل مواجه خواهد ساخت. با اين وجود استفاده از نظريه در مطالعه سياست ابزاري سودمند در جهت تجزيه و تحليل خواهد بود هر چند انتخاب امري ساده نباشد. اما يک مسئله در خصوص مطالعه سياست جهاني به برداشتها و ادراکات ما در خصوص امور واحد مربوط ميشود. بدين ترتيب اينکه ما از چه دريچه اي به مسايل نگاه کنيم در برداشت نهايي ما از آنها موثر خواهد بود.
سلام: مطلبي در خصوص گزارش مك برايد تهيه كردم كه اميدوارم مفيد باشد.
طی سالهای ۱۹۷۸ـ۱۹۷۹ مك براید گزارشی از كار كمیسیون بینالمللی یونسكو درباره مسائلارتباطات ارائه داد. وزیرخارجه پیشین ایرلند كه ریاست كمیسیون بینالمللی یونسكو را در دسامبر۱۹۷۷ برعهده گرفت، مطالعه درباره مسائل ارتباطات و مقابله با عدم تقابل بینالمللی اطلاعات و نابرابری جهانی ارتباطات را آغاز كرد و در گزارش خود به این نكته اشاره داشت كه “هم اكنون بیشاز ۱۰۰ كشور از خود، خبرگزاری ملی دارند، هر چند شماری از این خبرگزاریها، خبرگزاری به معنای كلمه نیستند، زیرا كم و بیش خود را محدود به دریافت و توزیع اطلاعات رسمی كردهاند و چشم به ارسال از منابع خارجی دوختهاند، از سوی دیگر پنج خبرگزاری بزرگ دارای آنچنان وسایلو تسهیلات فنی مرغوبی هستند و از چنان شبكه گستردهای از خبرنگاران سود میبرند كه بیاغراق به صحنه خبری بینالمللی سلطه یافتهاند.”
براساس همین گزارش،۸۰ درصد خبرهای بینالمللی از طریق خبرگزاریهای بزرگ جهان مخابره میشود آن هم به چندین زبان. اعتقاد براین است كه تنها ۱۰تا ۳۰درصد از خبرهای اینخبرگزاریها به كشورهای در حال توسعه اختصاص دارد.نشستها و اجلاسیههای متعددی تا به امروز برگزار شده است و تصمیمات متعددی نیز اتخاذگردیده، اما مشاهده میشود نفوذ و سلطه خبرگزاریهای بزرگ همچنان ادامه دارد.
----------------
دكتر معتمدنژاد با اشاره به مطالعات تخصصي غربي مربوط به ارتباطات سنتي از دهه 1950
تاكنون در زمينه هايي همچون شناخت تاثير شيوه هاي ارتباطي در ظهور و سقوط
تمدن ها، بررسي تفاوت هاي ذهني و فكري جوامع داراي فرهنگ شفاهي و فرهنگ
مكتوب و چاپي، عرضه نظريه هاي نوسازي و توسعه و نيز چگونگي كاربرد اين
ارتباطات در توسعه ملي و سياستگذاري و برنامه ريزي درباره آنها، عنوان مي
كند كه در بسياري از اين مطالعات با ديدي منفي به ارتباطات سنتي نگريسته
شده است و تنها بعضي از سازمان هاي بين المللي مانند يونسكو ديدگاه مثبتي
به اين نوع ارتباطات در بعضي موارد داشته اند.
دكتر معتمدنژاد بويژه در مورد ارتباطات سنتي، ديدگاه مثبتي نسبت به گزارش
كميسيون مك برايد داشته و بر جنبه هاي مختلف كاربرد ارتباطات سنتي در عصر
حاضر تاكيد مي كند.
از جمله موارد مرتبط در گزارش كميسيون مك برايد در اين مورد مي توان به
تاكيد اين گزارش بر (( ضرورت توجه به ارتباطات سنتي در سياست گذاري هاي
ملي )) اشاره كرد. به عنوان مثال در پايان قسمت چهارم از فصل يكم اين
گزارش آمده است: ((ارتباطات ميان فردي و سنتي، نه تنها به لحاظ جايگاه و
نقش اجتماعي خاص آنها، بلكه به سبب كاربرد آنها در تصحيح برخي از گرايش
هاي رايج، بايد مورد حراست و حمايت و همچنين ترغيب و تشويق قرار گيرد. اين
گرايش ها، تمايل به محدود كردن انجام فعاليت هاي ارتباطي به حرفه اي ها،
توجه فوق العاده به اخبار و اطلاعات و بي اعتنايي به مباحثه ها و تبادل
نظرها، علاقه به ورود تكنولوژي ها تنها به لحاظ مدرن بودن و جالب بودن و
بدون توجه به سودمندي اجتماعي آنها را شامل مي شوند. به طور كلي، سياست
هاي ارتباطي زماني مي تواند جالب توجه باشد و موثر واقع شوند كه ارزش و
اعتبار ارتباطات ميان فردي، در تمام سطح ها و همچنين رسانه هاي گروهي و
رسانه هاي سازماندهي شده محلي، مورد نظر قرار گيرند...)) (۱۹)
دكتر معتمدنژاد از فعاليت ها و اقدامات يونسكو و بويژه گزارش كميسيون مك
برايد به عنوان ((بهترين نمونه همكاري و همبستگي جهاني)) براي ايجاد تعادل
بيشتر در جريان اطلاعات جهاني، بهبود ساختارهاي ارتباطي و پيشبرد سياست
هاي ملي ياد مي كند.
امپریالیسم فرهنگی
نظریه پرداز: هربرت شیلر
سال 1973
امپرياليسم با استفاده از ابزارهاي ارتباطي به توليد اطلاعات و اخبار مشخصي مي پردازد تا بوسيله ي آن به ايجاد سلطه ي مدرن پرداخته و فرهنگ و هويت را در اين کشورها مورد تعرض و تخریب قرار دهد. به عبارتی دیگر نظریه امپریالیسم فرهنگی بیان می دارد که کشورهای غربی در سراسر جهان به رسانه ها سلطه دارند که با یک اثر قوی در فرهنگ جهان سوم موجب تخریب فرهنگ آنها می شود.
در هنگام تجزيه و تحليل عوامل مرتبط با امپرياليسم رسانه اي به اولين مسئله اي که برمي خوريم نقش سلطه گرانه ي غول هاي رسانه اي و خبرگزاري ها و صنايع اطلاع رساني غلط مي باشد، که در پشت آنها منافع اقتصادی و قدرت مطرح است.
حاکمان امريکايي براي توسعه ي امپرياليستي خود برنامه اي دقيق تعريف کرده و آن را جریان آزاد اطلاعات نامیده اند تا از آن طريق به تمايلات و اهداف مورد علاقه ي خود بپردازند
هربرت شيلر ، استاد برجسته دانشگاه کاليفرنيا بطور مستقل مطالعات خود را بر روي موضوعات اجتماعي و فرهنگي ، سياسي و اقتصادي در ايالات متحده امريکا متمرکز نمود و اين پژوهشها، اروپا و ساير کشور ها را نيز در بر مي گيرد. او در بحث مطالعات انتقادي ارتباطات، از جهاني که در محاصره الکترونيک است صحبت مي کند و مي گويد: با گسترش ارتباطات الکترونيکي ، بويژه تلويزيون که از طرف مراکز قدرت هاي بزرگ (جهان صنعتي) ارائه مي شود،ميراث هاي ملي و منطقه اي ، محلي ، وحتي قبيله اي آنها را در معرض نابودي قرار داده است و بطور کلي جامعيت فرهنگي اين ملل را نشانه رفته است .
شيلر مخالف تکنولوژي نيست اما بسيار محتاط است . وی مي گويد : منافع امپرياليسم امريکا در تکنولوژي هاي جهاني نقش پيدا مي کند.
هربرت شيلر، علاوه بر توجه به ريشههاي اقتصادي سلطهي فرهنگي و ارتباطي سرمايهداري، به جنبههاي سياسي آن نيز با ژرفانديشي مينگرد. به همين جهت وي در بررسي روند اين سلطه، علاوه بر تكنولوژيهاي ارتباطي سلطهي جهاني كه بر مبناي كاركردهاي اقتصادي آنها مورد توجه قرار ميگيرند بر ايدئولوژيهاي ارتباطي سلطهي جهاني هم كه در خدمت هدفهاي سياسي هسته مركزي سرمايهداري، يعني آمريكا، به كار گرفته ميشود، تاكيد ميكند.
در اين راستا، شيلر براي اثبات ايدئولوژي سرمايهداري براي سلطه بر جهان، بر ايدهي امپرياليسم فرهنگي تاكيد كرد و مينويسد: «واژه امپرياليسم فرهنگي، نشان دهندهي نوعي نفوذ اجتماعي است كه از طريق آن، كشوري اساس تصورها، ارزشها و معلومات و هنجارهاي رفتاري و روش زندگي خود را در كشورهاي ديگر تحميل ميكند. موقعي كه كشوري ميكوشد نفوذ سياسي و اقتصادي خود را در كشورهاي ديگر گسترش بخشد، طبيعتاً بايد انتظار داشت كه نفوذ فرهنگي خويش را هم در آن رواج دهد. در صورتي كه اين نفوذ به طور متقابل بين كشورها صورت گيرد، مبادله فرهنگي متعادل، مشروع و دل¬خواهي به¬وجود ميآيد، اما هنگامي كه فرهنگ يك كشور مركزي تسلطجو، به طور يكجانبه به كشورهاي تحت استيلاي او و به ضرر تماميت ارضي آنها تحميل شود، امپرياليسم فرهنگي مصداق مييابد و بديهي است كه مورد اخير از مورد پيش رايجتر است. امپرياليسم فرهنگي از طريق ارتباطات، پديدهاي اتفاقي و اضطراري نيست، بلكه براي كشورهاي امپرياليستي كه تلاش ميكنند بدين وسيله تسلط اقتصاد و برتري سياسي خود را بر ممالك ديگر برقرار و حفظ كنند، امري حياتي است» (معتمدنژاد، 1375، ص 4-2).
از نظر شيلر، وسايل ارتباط جمعي، بنگاههاي عامل براي بسط سلطه فرهنگي و در نتيجه تحقق امپرياليسم فرهنگي است. او در زمينه اين نقش مينويسد: «امروزه مفهوم امپرياليسم فرهنگي مجموعهي فرايندهايي را كه از طريق آن جامعهاي به داخل نظام و جهان مدرن كشانده ميشود به خوبي توصيف ميكند و نشان ميدهد كه چگونه قشر سلطهجوي آن جذب ميشود، تحت فشار و اجبار واقع ميشود و بعضي اوقات در درون نهادهاي اجتماعي در حال شكلگيري، آلوده ميشود تا با ارزشها و ساختارهاي مركزي سلطهجوي نظام، انطباق يابد يا حتي باعث پيشبرد آنها شود.
براي اطلاع بيشتر به سايت زير مراجعه نماييد.
« نقش مطبوعات در ارتباطات بين الملل»
(قسمت اول)
http://newsone.blogfa.com/post-3.aspx
http://dfud.info
الف ـ روزنامههای مهم آمریکا
معروفترین روزنامههای آمریکایی در صحنه سیاست بینالمللی، نیویورک تایمز New York Times، واشنگتن پست Washington Post، لوسآنجلس تایمز Los Angeles Times و اینترنشنال هرالدتریبون International Herald tribune میباشند. 1- نیویورک تایمز روزنامه نیویورک تایمز از سال 1851 میلادی در شهر نیویورک به طور روزانه آغاز به انتشار نموده است. این روزنامه در ایام هفته، یک میلیون و دویست هزار نسخه و روزهای یکشنبه یک میلیون و هشتصد هزار نسخه تیراژ دارد.
« نقش مطبوعات در ارتباطات بين الملل»
(قسمت دوم)
1-مجله تایم پس از جنگ جهانی اول، در دوره خاصی که نفوذ سیاسی و اقتصادی ایالات متحده آمریکا در دنیا رو به توسعه گذاشت، گردانندگان مطبوعات این کشور نیز برای بهرهبرداری از این موفقیت مطلوب به تلاش پرداختند، مدیران موسسات مطبوعاتی آمریکا در این دوره کوشش کردند تا از راههای زیر خاطره تلخ روزنامههای جنجالی و رسواییهای مطبوعات زرد آمریکا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را از میان ببرند و با ایجاد وجهه بیشتر بازار فروش و دامنه نفوذ خود را گسترش دهند: 1- تأکید بر روند روزنامهنگاری عینیگرا. 2-انتشار اصول اخلاق حرفهای روزنامهنگاری (اعلامشده از طرف انجمن ناشران مطبوعات آمریکا در سال 1923) در مورد مسئولیت، حقیقتجویی، استقلال، بیطرفی و آزادی روزنامهنگاران. 3- بهکارگیری شیوههای حرفهای تازه و انتشار نشریات جدید.
با سلام حضور تمامي آناني كه وجودشان باعث دلگرمي و خرسندي است
در طول ترم گذشته تصميم گرفتم با كمك شما نسبت به راه اندازي وبلاگ كلاسي اقدام كنم .ابتدا كار خيلي مشكلي بود.چون اصلاً از نحو درست كردن وبلاگ آگاهي نداشتم.به هر تقدير شروع كردم و سعي كردم شبيه يك وبلاگ مناسب شود؛ و فكر مي كنم تا اندازه اي موفق شديم.اين كار مزيت هايي براي همه ما داشت:
- كلاس يك وبلاگ مستقل براي درج مطالب درسي دارد.
- شما هر كجا كه باشيد و به كامپيوتر و اينترنت دسترسي داشته باشيد مي توانيد از مطالب وبلاگ بهره مند شويد.
- با توجه به ترتيب تايپ مطالب و منظم بودن آن،فرد با خيالي آسوده و بدون سردرگمي ،دروس را مطالعه خواهد كرد.
- جزوات و كنفرانس ها براي بهره برداري همكلاسي ها در دسترس است.
- سايرين نيز از مطالب استفاده خواهند كرد.
- اگر يك نفر در بعضي از روز هاي كلاسي غايب شود؛بدون دغدغه و مراجعه به وبلاگ مي تواند از مطالب استفاده كند.
لازم به يادآوري است كه انجام اين كار براي خودم جذابيتي خاص داشت؛ و ارتباطي كه از اين طريق با هم داشتيم منجر به كسب مهارت و آگاهي نسبي در خصوص وبلاگ و وبلاگ نويسي شد .لذا بر خود لازم مي دانم از همه شما عزيزان كه در تايپ مطالب،تهيه جزوات كلاسي،تهيه خلاصه كنفرانس ها و اعلام نظرهايي كه داشته ايد و مشوق و راهنماي من بوديد تشكر قدرداني كنم.تداوم همراهي و همكاري شما را خواهانم.
یکی از شاخصه های شبکه های مجازی پدیدار شدن خرد جمعی است. خرد جمعی به جریان سیال و پویای قوه تفکر و ذهن کاربران حاضر در چنین محیط های اطلاق می شود که به مثابه ی یک پردازشگر عظیم اطلاعات را پردازش و پایش می کند. همانند دنیای ابر کامپیوتر ها که قدرت پردازشی از ترکیب چندین پردازشگر منفرد حاصل می شود، نیروی تفکر و ذهن کاربران به مدد تعاملات اجتماعی اینترنتی و بهره گیری از ابزارهای اینترنتی با یکدیگر ترکیب و همراه می شوند و نیرویی عظیم با قدرت پردازشی بالا پدید می آورند. این مطلب به خوبی ضرب المثل بزرگمهر را که گفته است ” همه چیز را همگان دانند “ در ذهن تداعی می کند
انتخابات اخیر امریکا و به خصوص نوع تبلیغات بارک حسین اوباما نشان داد که شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک چقدر می توانند در حرکت به سوی یک هدف (رای به وی) تاثیر گذار باشد. این تجربه نشان داد که ایجاد یک موج و همراه ساختن عده ای از مخاطبان بر روی بالاهای آن یک فن در دنیای فرامدرن امروز به شمار می رود.
دستیابی به نظرها و دیدگاهها مخاطبان (بازخورد) به عنوان یکی از معضلات اساسی و همیشگی روابط عمومی الکترونیک بوده است اما با استفاده از شبکه های اجتماعی و مطالعه بر روی رفتارهای کاربران به راحتی می توان اطلاعات مورد نیاز را استخراج کرد. همانند وزارت خارجه امریکا که تیمی را جهت رصد وبلاگ های فارسی در داخل ایران قرار داده است تا رفتار مردم ایران را درک کند.
آنالیز شبکه های اجتماعی چشم انداز متناوبی را ایجاد می کند که در آن خواص افراد نسبت به ارتباطات و رشته های میان آن ها در شبکه از اهمیت کمتری برخوردار است . این معبر ایجاد شده است تا برای توضیح بسیاری از پدیده های جهان واقعی مفید واقع شود، اما مجال کمتری برای نمایندگی های فردی باقی می گذارد تا توانمندی های فردیشان روی موفقیت تأثیرگذار باشد زیرا بخش زیادی از این توانمندی ها درون ساختار شبکه باقی می ماند.
شبکه های اجتماعی برای بررسی چگونگی تأثیرات متقابل میان تشکیلات ، توصیف بسیاری از اتصالات غیررسمی که مجریان را به یکدیگر متصل می کند ، نیز مورد استفاده قرار گرفته است و در این زمینه ها نیز به خوبی برقراری ارتباطات فردی میان کارمندان در سازمان های مختلف عمل می کند. شبکه های اجتماعی نقش کلیدی در موفقیت های تجاری و پیشرفت های کاری ایفا می کنند. شبکه ها راههایی را برای شرکت ها فراهم می کند که اطلاعات جمع آوری کنند، از رقابت بپرهیزند و حتی برای تنظیم قیمت ها و سیاست ها با هم تبانی کنند.
یکی از کارکرد های فرعی جامعه های مجازی، مطالعه خروجی آنها و دست یافتن به اطلاعات آماری ارزشمند می باشد. این امر تا بدان جا ارزشمند شده که رد پای ماموران سازمان های جاسوسی در آن دیده می شود. با توجه با این آمار ها می تواند تمایلات، سلایق و رویکرد کاربران حاضر در آن جامعه را به خوبی مورد تحلیل و پردازش قرار داد و به نتایج جالب توجهی دست یافت. از همین دست می توان به حضور افراد سرشناس جامعه در سایت های این چنینی اشاره کرد که تاثیر به سزایی بر اعتبار و محتوی تولید شده می گذارند. چندی پیش بود که فاش شد بیل گیتس دقایقی از وقت خودش را در سایت شبکه اجتماعی Facebook می گذرانده است.
شبكه هاي اجتماعي در اينترنت يكي از منابع مهم براي كسب درآمد از راه تبليغات به شمار مي آيند، چرا كه اعضاي شبكه هاي اجتماعي در صفحات مربوط به خود درباره علايق خود صحبت مي كنند و اين به شركت هاي تبليغاتي اجازه ميدهد كه بر اساس همين علايق براي آنها آگهي بفرستند.
از دیگر چنین سایت های اجتماعی به واسطه بهره گیری از خیل عظیم کاربرانش می تواند محلی بسیار ایده آل برای تبلیغات و سرازیر کردن سود به جیب صاحبانشان شود. مدلی از کسب و کار که اکثر سایت های این چنینی نیم نگاهی به آن دارند تا بتوانند سهمی از بازار پر سود تبلیغات داشته باشند.
مدل دیگر سود آور شدن شبکه های اجتماعی امید به خریداری شدن توسط بازیگران اصلی همچون گوگل، یاهو و مایکروسافت می باشد که سود سرشاری را عاید صاحبانشان می کنند. مدلی که در جوامع صنعتی و مدرن بسیار رواج دارد و کار آفرینان کوچک طعمه بزرگان می شوند. بی اساس نخواهد بود اگر ادعا کنیم که مدیران سایت های معروف از آمار و اطلاعات کاربران خود در راستای منافع اقتصادی خود بهره می برند. هرچند که این امر قبیح شمرده شده باشد ولی لقمه ی لذیذی است!
بر خلاف سایر رسانه ها که مخاطبان چندان تعاملی در تولید محتوا و انتخاب محتوی دلخواه خود ندارند، در وب سایت های شبکه های اجتماعی و سایت های اینترنتی می توان تولید کننده، تاثیر گذار و دارای قدرت انتخاب و بهره بردار از تنوع بیشتری باشند. با توجه به این مطلب سایت های شبکه های اجتماعی بیش از هر رسانه ی دیگری می توانند شاخص جلوه کنند و با پیشرفت فن آوری و توسعه جوامع خواهند توانست به برتری های سایر رسانه ها همچون تلویزیون که از قوه شنیداری و دیداری به خوبه بهره می برد، خاتمه دهند. شاهد این گفته رتبه سایت ویدوئی YouTube در بین سایت های اینترنی دنیاست.
این قابلیت که یک جوان بتواند با امثال خود در کشورهای دیگر جهان ارتباط برقرار كند باعث میشود تا این شبکهها به مکانی تبدیل شوند که در آنها بتواند فرهنگ ها و آداب رسوم کشور خود را به یکدیگر معرفی و به اشتراک بگذراند و همچنین ايدههاي جدید جهت گسترش جامعه معرفی و مورد بحث قرار میگیرند.
اعتماد و صداقت
مردم در گذشته استفاده از فضای تعاملی مانند چت را تجربه کرده اند اما در این فضا کاربران کمتر شخصیت و هویت خود را به درستی اعلام می کنند و از نام ها و شخصیت های مستعار استفاده می کنند زیرا به این فضا اعتماد لازم را برای بازگو کردن حقیقت نداشتن اما با شکل گیری وب سایت های شبکه اجتماعی مانند مای اسپیس، اوکات، فیس بوک، توییتر و ... مردم صداقت را جهت پیداکردن دوستان قدیمی، لذت استفاده از علم، و ... به همراه اعتماد واقعی بدست آوردند.
به گفته اکثر کارشناسان تا قبل از به وجود آمدن شبکه های اجتماعی، موضوع اعتماد و صمیمیت فضای سایبر در سراسر دنیا لمس نشده بود اما زمانی که شبکه های مانند اورکات و فیس بوک پا به عرصه اینترنت گمارند مردم با اعتماد به سایت ها باعت گسترش صمیمیت در بین یکدیگر شدند.
هرکه بامش بیش، برفش بیشتر
گروهی از دوستان که تنها دارای ارتباط با یکدیگر هستند ، اطلاعات و دست آوردهای یکسانی را به اشتراک می گذارند. اما گروهی از افراد که دارای ارتباط با بخش های اجتماعی دیگر هستند شانس بیشتری برای دسترسی به محدوده ی وسیعتری از اطلاعات دارند. افراد برای دستیابی به موفقیت بهتر است که با شبکه های گوناگونی ارتباط داشته باشند تا اینکه ارتباطات زیادی درون یک شبکه داشته باشند. به طور مشابه افراد می توانند تأثیرگذاری و ایفای نقش به عنوان واسطه در برقراری ارتباط بین دو شبکه که به هم متصل نیستند را تمرین کنند.(این کار پر کردن سوراخ های ساختاری نامیده می شود)
یکپارچگی خدمات روابط عمومی الکترونیک در شبکه های اجتماعی
مزیت اصلی شبکه های اجتماعی:
یکپارچه سازی امکانات سایت های مختلف است.
امکاناتی از قبیل ایجاد صفحات و پروفایلهای شخصی، ساخت وبلاگها و میکروبلاگها، جستجوی اینترنتی، اطلاع از اخبار و رویدادها، شرکت در فضاهای گفتگو از قبیل چترومها و فرومها، فضا برای آپلود تصاویر و فایلها و غیره که تا پیش از این کاربران برای استفاده از هر کدام باید عضو سایتی میشدند، حال از طریق تنها یک عضویت قابل دسترس است.